تبليغاتX
قابه زندگي
پرسپولیس زلزله محبوب هرچی دله

  جلل خالق باورتون میشه این گربه حرف میزنه.

                                    

                                      دانلود در ادامه مطلب

  

   بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir     بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir


ادامه مطلب
 
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 15:27  توسط مرشاد شریفی | 
  • اگه یکی بهت روزی 1 اس ام اس زد بدون ازت خوشش میاد اگه 2 تا فرستاد بدون براش مهمی اگه 3 تا شد بدون دوست داره اگه 4 تا شد بدون موبایل خودش نیست
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 13:48  توسط مرشاد شریفی | 

 

            

                           

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 17:10  توسط مرشاد شریفی | 

       

 

عزیزم دست های من دست های تو را می خواهد و وجودم وجود مهربانت را صدا

 

می زند که تنها هستیم تو هستی.

 

 ای مهربانم آغوشم جزء آغوش پرمهر تو را نمی خواهد.

 

بدان من عاشقانه دوستت دارم ای زندگی من.

 

من تو را تو قلبم احساس کردم. احساس می کنم دیگر مال خودم نیستم.

 

عزیزترینم تمام ثانیه های عمرم در یاد تو ستاره قلبم هستم ،تو تمام افکار من هستی.

 

عزیزم قلب من فقط خواهان توست. قلبم تنها تو را صدا می زند.

 

می خواهمت برای تمام عمر، تا آخر عمر کنار تو هستم و کنار تو خواهم ماند.

 

لبخند های عاشقانه ام را تقدیم به تو می کنم برای تو که تمام وجودم هستی و بدان که

 

 بیش از همیشه عاشق تو هستم.

                    


 

                               

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هجدهم خرداد 1388ساعت 16:56  توسط مرشاد شریفی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:13  توسط مرشاد شریفی | 

فرياد خاموش

 

*گفتی اندر خواب بینی بعد از این روی مرا* 

*ماه من در چشم عاشق ، آب هست و خواب نیست*

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:8  توسط مرشاد شریفی | 

وقتي رفتم

هيچکي از رفتن من غصه نخورد

هيچکي با موندن من شاد نشد

وقتي رفتم کسي قلبش نگرفت

بغض هيچ آدمي فرياد نشد

وقتي رفتم کسي گريش نگرفت

اشکشو کسي نريخت پشت سرم

راستي که بي کسي درد بديه

منم انگار هميشه تو سفرم

وقتي رفتم کسي قصش نگرفت

وقتي رفتم کسي بدرقم نکرد

دل من مي خواست تلافي بکنه

اما طفلي هيچ کاري که بلد نبود

وقتي رفتم، نه که بارون نگرفت

هوا صاف و خيلي هم آفتابي بود

اگه شب مي رفتم و خورشيد نبود

آسمون خوب مي دونم، مهتابي بود

چشمي با رفتن من خيره نموند

به در و به آسمون و پنجره

مي دونم خيلي ها گفتن چيزي نيست

اينکه ماتم نداره بزار بره

کي مي رم ، کجا مي رم، ميام يا نه ؟

کسي لااقل اينو سؤال نکرد

انگاري مي خوام برم خريد کنم

هيچکسي چيزي نگفت، حلال نکرد

دم رفتن کسي حرفي نمي زد

همه ساکت بودن و بي سر صدا

يه نگهبان که ما رو نگاه ميکرد

زير لب گفت به  سلامتي کجا ؟

اين سؤال مهربون و بي ريا

زير چشماش غمي بود داغ و کبود

دم پرسش ساده يه غريبه بود

کسي که اسم منم نمي دونست

رفتن کسي گفت سفر بخير

که واسم غريب و ناشناخته بود

اما اون وقتي رسيد که قلب من

همه آرزوهاشو باخته بود

بهتره اهالي رؤيامونو

بدون توقعي، جواب کنيم

نبايد حتي رو بهترين کسا

توي بدترين جاها حساب کنيم

 

 

         

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:5  توسط مرشاد شریفی | 

باران اشك خدا

کوچيک تر که بودم فکر می کردم بارون اشک خداست

ولی مگه خداهم گريه می کنه چرا بايد دل خدا بگيره

 دوست داشتم زير بارون قدم بزنم تا بوی خدا رو حس کنم

اشک خدا را تو يه کاسه جمع کنم تا هروقت دلم گرفت

 کمی بنوشم تا پاک و آسمانی شوم

 آسمان که خاکستری می شد دل منم ابری می شد

 حس می کرم که آدما دل خدا رو شکستند

 و يا ازياد خدا غافل شدند همه می گفتند باران رحمت خداست

 ولی حس کودکانه من می گفت

 خدا دلش از دست آدما گرفته

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:5  توسط مرشاد شریفی | 
 

گفتم تو شيرين مني ... گفتا تو فرهادي مگر؟؟؟

گفتم خرابت ميشوم ... گفتا تو آبادي مگر؟؟؟

گفتم ندادي دل به من ... گفتا تو جان دادي مگر؟؟؟

گفتم ز کويت ميروم ... گفتا تو آزادي مگر؟؟؟

گفتم فراموشم نکن ... گفتا تو در يادي مگر؟؟؟

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 11:0  توسط مرشاد شریفی | 

 

قربونتون عزیزان

فقط نظر یادتون نره

+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم اردیبهشت 1388ساعت 10:56  توسط مرشاد شریفی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:40  توسط مرشاد شریفی | 
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم اردیبهشت 1388ساعت 11:29  توسط مرشاد شریفی | 
سوسانو
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم فروردین 1388ساعت 12:14  توسط مرشاد شریفی | 
http://www.jumong.ir/photos/229791-jumong.ir-hanhi.jpg
+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم فروردین 1388ساعت 20:46  توسط مرشاد شریفی | 
without you ...
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:56  توسط مرشاد شریفی | 
بی وفابودکه رفت....... تقدیم به قلبهای فشرده ،به احساسات آتش گرفته ،به خاکسترهای برباد رفته دو چشم بی قرارت را ، به یادم خوب حک کردی نپرس از من تو ای هم درد، چرا این گونه دل سردی نبین تو خنده ها یم را ، دل من تلخ گریان است میان بهت چشمانت ، نگا هم سخت حیران است در این تنها یی ا فسوس ،نخواه گیرم دو دستت را مشو خیره به چشم من بگیر ، از من نگاهت را به زیر سایه ی تردید ،مخواه عاشق شوم آسان مخواه باور کنم دل را ،دلم خون است از یاران در این نامردی دوران ، شکستن درد جانکاهی ست رسد روزی که گویی تو ، دلم سودا گر آهی ست گذشته تا ابد با ماست ، مشو دلخور ز چشمانم که من در این شب افسوس ، همیشه وصل بارانم
+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 0:31  توسط مرشاد شریفی | 
Image hosting by TinyPicملاقات با غم زندگي
+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:39  توسط مرشاد شریفی | 

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:31  توسط مرشاد شریفی | 
 

رفتی و تنهام گذاشتی

توی قلبم پا گذاشتی

تو که گفتی من می مونم

چرا رفتی و نموندی

حالا که تنهای تنهام

واسه دله خودم می نویسم

می نویسم تو کجایی

کی میایی کی میایی

تو که رفتی من اینجا تنهام

دیگه طاقتی ندارم

دیگه سخته بی تو موندن

بی تو هیچ معنای نداره

........

چرا من با یک نگاه عاشقت شدم

چرا فکر کردم تو ماله منی

چی شد که اینجوری شدم

چرا که عاشقت شدم

اینجور دل وابسته ی تو شدم

کاش که اینجور نمی شد

+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 23:9  توسط مرشاد شریفی | 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام اردیبهشت 1387ساعت 20:52  توسط مرشاد شریفی |